معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

160

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

پس اى درويش اگر چه محبت يعقوب بحسب ظاهر به نسبت با يوسف بود اما فى الحقيقة منسوب بجناب قدس خداوندى بود . ابيات موافق حال « 1 » بشكفت به بوستان رازش * گلهاى حقيقت از مجازش چشمه ز شكاف سنگ جوشيد * دريا شد و سنگ را بپوشيد يوسف طلبى او درين جوش * بر شاهد عشق بود روپوش عاشق كه ز مهر دوست كاهد * مه گويد و روى دوست خواهد اما بيان كيفيت وقوف يافتن برادران بر خواب يوسف - در عرايس ثعلبى آورده است : كه چون يوسف نزد پدر تقرير خواب خود فرمود ، و از پدر تعبير بشنود ، مادر شمعون كه حليلهء يعقوب بود در پس در ، چنان كه داب زنانست ايستاده بود يك‌به‌يك از خواب و تعبير مىشنود و از حسد غيرت بر غيرت ميفزود ، « 2 » تا شبانگاه فرزندان يعقوب از كارها فراغت يافته هر كدام پشتوارهء هيزم همراه به خانه باز آمدند ، و از ماندگى بافتادند ، مادر شمعون پيش پسر آمده گفت : « التّعب لكم و الاجر لغيركم » محنت شما مىكشيد و مزد ديگران مىبرند ، پرسيد كه اين سخن از كجاست ؟ مادر گفت شما برنج و محنت مىگذرانيد و يوسف بصفاء مودت و سيادت در دنيا و آخرت مبشر مىگردد ، برادران تجسس نموده از مادر كيفيت واقعه معلوم كردند ، و بر تعبير پدر وقوف يافتند . و روايتى آنست كه برادران جمع گشته « 3 » پيش يوسف آمدند و گفتند اى يوسف تو دوست‌ترين خلقى نزد ما ، و محبوب‌ترين اولادى نزد پدر ، و هرگز سخنى كه خلاف واقع بوده باشد از تو مسموع نيفتاده « 4 » مىخواهيم كه از براى ما خوابى كه ديدهء تقرير نمائى ، و اين عقده از خاطر ما به تمام بگشائى ، يوسف سر مبارك پيش افكنده ، دل به انديشه داد و در اين امر متفكر ،

--> ( 1 ) - د : بيت . ( 2 ) - د : و از غيرت حسد بر حسد ميفزود . ( 3 ) - د : بجمع پيش يوسف . ( 4 ) - د - الف : نافتاده .